محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد
آبروی حسین به كهكشان می ارزد
یك موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
برچسب:
نویسنده: elshan

نازنین آمد ودستی به دل ما زد ورفتپرده ی خلوت ایـن غمکـده بالا زد ورفتکنج تنهایـــی ما را بـه خیـــــالی خوش کردخواب خورشیـــد به چشم شب یـــلدا زد و رفتدرد بی عشقـــــــــی ما دیـــــــــد و دریـــغش آمدآتش شوق دریــــــن جــــــــان شکیــــــبا زد و رفتخرمـــــن سوختــــه ی ما بــــــه چــه کارش می خوردکه چـــــــو بــرق آمــــــد و در خشک و تـر ما زد و رفترفت و از گریــــه ی تـــــــوفـانی ام انــــــدیشه نــکردچـــه دلی داشت خـــدایــا که بـــــه دریـــــا زد و رفتبـــــــــود آیــــا کــه ز دیوانـــــه ی خود یــاد کنـــدآن که زنــجیر بــه پـــــــای دل شیـــدا زد و رفتسایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوشعقل فریـاد برآورد وبه صحرزد ورفتهوشنگ ابتهاج"سایه
برچسب:
نویسنده: elshan
مسکو در طول سه سال گذشته از تمام امکانات خود برای مسئله سوریه و حفظ این کشور از سقوط در دامن غرب استفاده کرده و به یکی از قدرت های مهم و مؤثر جهانی درگیر در بحران سوریه مبدل شده است. به باور بسیاری از کارشناسان در طی این مدت رویکردهای اتخاذی کرملین در قبال بحران سوریه و حمایت بی چون و چرای پوتین از نظام سیاسی حاکم بر سوریه در چارچوب حمایت از یکی از شرکای راهبردی و تأکید روسیه بر سیاست عمل در جهان چندقطبی و آنارشیک و دوری از تک قطبی بودن یا بهتر بگوییم تک قطبی «نمودن» جهان تأثیر بسزایی بر روند تحولات جاری سوریه و موضع گیری های دیگر کشورها در مواجهه با بحران سوریه داشته است.
پرسش های تحلیل
چرا روسیه تا این حد منظم و پیوسته در بحران سوریه بر موضعی مخالف با غرب و حتی دولتهای عربی و مسلمان پافشاری میکند؟ چرا روسیه به طور مؤثری از دمشق در شورای امنیت سازمان ملل دفاع میکند و تمام قطعنامه های ضد سوری را به چالش می کشد؟ چرا سوریه اینهمه برای روس ها با اهمیت است؟ اساساً میزان نفوذ روسیه در سوریه چقدر است؟ دلیل واقعی حمایت روسیه از بشار اسد و نظام سیاسی حاکم بر سوریه چیست؟ آیا سوریه به خط قرمز سیاست خارجی روسیه مبدل گشته است؟ آیا روسیه تا آخر خط از سوریه حمایت خواهد کرد؟ آیا سوریه به خط قرمز سیاست خارجی روسیه مبدل گشته است؟ و کوتاه آنکه آیا پوتین نهایتاً بر سر سوریه با غرب معامله خواهد کرد و سوریه را به عنوان وجه المصالحه خویش با آمریکا قرار خواهد داد؟
تحلیل مسئله
به تحقیق باید از بحران سوریه به عنوان متغیری مهم و نقش آفرین نام برد که از جایگاهی قابل تأمل در پیشبرد اهداف سیاست خارجی کرملین و تحقق مبانی «دکترین امنیت ملی روسیه تا 2020» که در فوریه 2010 تدوین گردید برخودار است. در سه سال گذشته پاسخ های متعددی از جانب کارشناسان مسائل سیاسی و بین المللی به پرسش های فوق داده شده و هر کدام بگونه ای خاص از منظری متفاوت و با تأکید بر متغیرهایی چند از جمله ملاحظات اقتصادی – تجاری، ملاحظات امنیتی – نظامی، مسئله انرژی و ملاحظات ژئوپولیتیکی به بررسی علل و چرایی حمایت سرسختانه روسیه از سوریه پرداخته اند که در مجموع می توان آن ها را به شرح زیر برشمرد.
متغیر نخست ملاحظات اقتصادی و تهدید منافع اقتصادی و تجاری روسیه است که این کشور را بر آن داشته تا به مدافعی سرسخت برای سوریه تبدیل شود. به این معنا که روسیه مبادلات 50 تا 60 میلیارد دلاری با منطقه دارد که از این میزان حدود یک میلیارد دلار مبادلات تسلیحاتی و یک و نیم میلیارد دلار مبادلات تجاری با سوریه است که در صورت سقوط نظام سوریه به یکباره روس ها منافع اقتصادی خویش در این کشور را نیز از دست خواهند داد.
متغیر دوم، ایجاد و تشدید مشکلات سیاسی با کشورهای منطقه به ویژه عربستان است. به این معنا که بحران سوریه عرصه تقابل بیش از پیش کشورهای منطقه به ویژه ریاض و مسکو را فراهم آورده است. ریاض همیشه از سوی مسکو متهم به تقویت و گسترش بنیادگرایی اسلامی در قالب وهابیت بوده است. در حال حاضر نیز طرفداری عربستان همراه با ترکیه و قطر از مخالفان سوریه روابط دو کشور را سردتر کرده است. این موضوع برای روسیه که کشورهای این منطقه بازار خوبی برای کالاها و تسلیحات روسی هستند دارای اهمیت فراوانی است.
متغیر سوم برای تبیین علل و چرایی حمایت روس ها از سوریه به حفظ تنها پایگاه نظامی دریایی روسیه در سواحل غرب سوریه واقع در بندر طرطوس مربوط می شود که اصلی ترین مقر نظامی این کشور در دریای مدیترانه نیز است که از نظر کارشناسان در صورت سرنگونی نظام اسد، روس ها تنها پایگاه مهم نظامی خویش در مدیترانه را از دست خواهند داد.
متغیر چهارم، فراهم شدن زمینه برای دخالت کشورهای غربی در حوزه نفوذ روسیه است. چنانکه روسیه با توجه به گسترش نفوذ بیش از پیش آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز و داشتن پایگاه نظامی، حاضر به حضور پررنگ این کشور در سوریه نمی باشد که در واقع آخرین پایگاه سنتی روسیه در خاورمیانه نیز قلمداد می شود.
متغیر پنجم، نتیجه ای است که ناشی از تحولات سوریه بر منافع استراتژیک مسکو از جمله بر استراتژی دریایی و صادرات انرژی این کشور تأثیرگذار می باشد. در این رابطه برای درک سیاست مسکو در قبال سوریه، تنها دانستن این نکته کافی و البته مهم است که روسیه، سوریه را بخشی از سیاست مدیترانهای خود میداند نه بخشی از خاورمیانه.
خاورمیانه عربی در سیاست خارجی روسیه اولویت نسبتا پایینی است اما مدیترانه و بهویژه منطقه شرق مدیترانه برای مسکو از نظر سیاستگذاری اولویت بالایی دارد.
متغیر ششم از نظر کارشناسان غربی، ترس روس ها از تکرار مسائل پیش آمده در جنگ های افغانستان، عراق و و بخصوص لیبی است. از این نقطه نظر روس ها دیگر اشتباهی را که در بحران لیبی مرتکب شدند را نمی خواهند در سوریه مرتکب شوند. چرا که روسیه با موضع راکدی که در قبال تحولات لیبی اتخاذ کرد در نهایت نقش یک بازنده را ایفاء کردند و هم اکنون نیز از سفره بزرگی که غربی ها در لیبی برای خود باز کرده اند بی بهره اند. روس ها به خوبی بر این نکته واقفند که در صورت سرنگون شدن نظام سیاسی کنونی سوریه کل منطقه زیر سلطه آمریکا، غرب و اسرائیل قرار می گیرد و این برای روسیه ای که در حال احیاء شدن است یک زیان بزرگ تلقی می شود.
بنابراین همچنانکه مشخص است اکثر کارشناسان دلیل علل و چرایی حمایت روس ها از سوریه را در روابط دیرینه و سنتی کرملین - دمشق، ملاحظات اقتصادی – تجاری، مهار بازیگران معارض منطقه ای، اهمیت حفظ پایگاه نظامی طرطوس، ترس از تکرار سناریوهای عراق و افغانستان و لیبی و همچنین در مواردی دیگر از قبیل جلوگیری از نفوذ بیشتر غرب در منطقه، بی اعتمادی روس ها به طرف های غربی در قبال نحوه برخورد با بحران سوریه، جلوگیری از گسترش ناتو در شرق به بهانه حضور در سوریه، وجود قراردادهای نظامی با سوریه و . . . جستجو می کنند.
واقعیت و فلسفه وجودی حمایت روسیه از سوریه
باید گفت که متغیرهای فوق الذکر تنها به عنوان بخشی از دلایل مبنی بر حمایت روسیه از نظام سیاسی سوریه مطرح می باشند و در واقع آنچه مشخص است این است که این متغیرها فقط سطح مشخصی از «سوریه گرایی» روسیه را پوشش داده، چنانکه نمی توان از آن ها به عنوان همه آن چیزهایی که سبب حمایت سرسختانه کرملین از دمشق می شود نام برد.
صرف نظر از اینکه سوریه یکی از شرکای راهبردی و بازیگری فعال در حوزه حیاط خلوت روسیه و همچنین سنگر سنتی و بازمانده روسیه از جنگ سرد در خاورمیانه تلقی می شود، اما علت اصرار روسیه بر سوریه این می تواند باشد که روس ها برای بازگشت به نقش جهانی خود خیز برداشته اند و مهم ترین دروازه فراروی آن ها به سوی غرب و اروپا، سوریه است. ضمن اینکه پوتین ترجیح می دهد رقیب خود را پشت دروازه های دمشق به زمین بزند تا پشت دروازه های مسکو و کرملین. روسیه چندان هم تعلق خاطری به نظام حاکم در سوریه ندارد و آنچه برایش مهم است، سوریه به عنوان یک گستره جغرافیایی و یک عمق استراتژیک و یک دروازه است که باید از آن به سرزمین رقیب گذر کرد نه اینکه اجازه داد رقیب از آن وارد گستره اش شود. موضوع خیلی بزرگ تر از کنشگری های منطقه ای و عرض اندام کردن های قطر و عربستان و ترکیه است و رقابت میان بزرگان است.
اما متغیر اصلی و در واقع بنیادین حمایت روس ها از نظام سیاسی سوریه را در این نکته باید جستجو کرد که مسکو در طول این سه سال سعی نموده است تا نقش مدیریت بینالمللیاش بیشتر از نحوه حضورش در داخل سوریه جلوه پیدا کند. مسکو همیشه سعی کرده با یک ادبیات دمکراتتر از غرب نسبت به شرایط به سوریه نگاه کند، از سوی دیگر جمله معروف لاوروف که میگوید آینده جهان با توجه به نوع چگونگی شکلگیری شرایط جدید در سوریه پدید میآید قابل توجه است.
این صحبت شعار نیست و بیانگر این است که آیا سوریه پایان مداخله و دولتسازی توسط غرب است؟ یا آغاز مرحله جدیدی از دولتسازی توسط ملتها در خاورمیانه است؟ از این نظر سوریه برای روسیه یک بعد حیثیتی پیدا میکند و وقتی آن را با چگونگی آیندهسازی قدرت در جهان و نه صرفا بازی ژئوپلیتیکی پیوند میزند، بیانگر ارزشی است که سوریه برای مسکو دارد. حتی این مسئله ارتباط تنگاتنگی با دکترین امنیت ملی روسیه دارد. در واقع سند جدید دکترین امنیتی روسیه نیز مبتنی بر «رئالیسم روسی» که نقشه راه این کشور را تا سال 2020 در محیط بین الملل تعریف و تبیین نموده است نمی تواند در قبال بحران سوریه تنها به عنوان نظاره گر حضور داشته و یا بگونه ای با آن کنار آید.
روسیه در صدد است تا سوریه را همچنانکه به عنوان یک نظام سیاسی «برونگرا» که به ایفای نقش منطقه ای خود در راستای منافع روسیه مبادرت ورزیده است حفظ نماید و آن را از هرگونه خطری که متوجه منافع روسیه نیز می گردد مصون نگه دارد چرا که مصون سازی محیط پیرامون از تهدیدات خارجی از اصول مسلم سند دکترین امنیتی روسیه تا 2020 است. روسیه بواسطه بحران سوریه به «زورآزمایی» با غرب و آمریکا را پیش روی کرملین نهاده است، بدنبال تسهیل مسیر تحقق مبانی سیاست خارجی خویش است نه بدنبال کسب و تعریف منافع جدید.
سقوط نظام سیاسی سوریه برای رهبران روسیه و شخص پوتین که با عینک رئالیسم معادلات بین المللی را رصد می کند به مفهوم از دست دادن آخرین حلقه از متحدان پر و پا قرص روسیه در خاورمیانه است و این به معنای ورود ناتو به حیات خلوت منافع روس ها و تضعیف موقعیت، اعتبار و جایگاه بین المللی روسیه و در نهایت ناکامی در تحقق مبانی سند دکترین امنیت ملی روسیه.
به قول «روسلان پوخوف» کارشناس تسلیحات و امور بین الملل روسیه، «تغییر نظام در سوریه و روی کار آمدن حکومت دلخواه ایالات متحده، به معنای گرفتن جای پای محکم روسها در منطقه استراتژیک خاورمیانه و دریای مدیترانه است و گام مهمی است در جهت کاهش قدرت روسیه و محدود کردن روسیه به درون مرزهای خویش، سیاستی که قبل از سوریه توسط ایالت متحده درحوزه بالکان، آسیای مرکزی وقفقاز نیز دنبال شده است».
بنابراین روس ها تا آنجا که حضور شخص بشار اسد و نظام سیاسی حاکم در سوریه به تحقق اهداف سیاست خارجی و مبانی سند دکترین جدید امنیت ملی روسیه که رسیدن به جایگاه ابرقدرتی در سیاست خارجی و احیای مجد و عظمت گذشته وجه بارز این سند امنیتی است، کمک نماید در قبال بحران دمشق کما فی السابق بلکه با شدت بیشتری از گذشته حمایت خواهند نمود مگر اینکه غربی ها به پرداخت ما به ازای خارجی سوریه و منافعی هم سطح و هم وزن با منافع موجود در سوریه در جای دیگری بپردازند که آن هم بسیار بعید به نظر می رسد.
ارزیابی نهایی
به طور کلی، روسیه به سوریه نگاه استراتژیک دارد. کرملین نمی خواهد نظم و ژئوپلیتیک منطقه به ضررش تغییر کند. همچنانکه از مشاهده واقعیات موجود نیز پیداست، روسیه چندان هم تعلق خاطری به نظام حاکم در سوریه ندارد و آنچه برایش مهم است، سوریه به عنوان یک کلیت و یک گستره جغرافیایی و یک عمق استراتژیک و یک دروازه است که باید از آن به سرزمین رقیب گذر کرد و او را به زانو در آورد نه اینکه اجازه داد رقیب از آن وارد گستره اش شود. اینجاست که متوجه می شویم موضوع خیلی بزرگ تر از کنشگری های منطقه ای و عرض اندام کردن های قطر و عربستان و ترکیه است و رقابت میان بزرگان است. این در حالیست که روسیه چندان اصراری هم روی شخص اسد ندارد چرا که اصلاً فاقد ابزار و مکانیسم های کارآمد جهت فشار بر اسد برای کناره گیری از قدرت نیز است. مسئله مهم برای روسیه در قبال بحران سوریه نه اسد بلکه نظام سیاسی سوریه است. چنانکه پوتین نیز در اول دی 1391 در کنفرانس مطبوعاتی خویش اعلام داشت «غم روسیه، سوریه است، نه خاندان اسد». با این وجود به نظر می رسد تا زمانی که پای منافع روسیه و اهداف و مبانی دکترین امنیت ملی این کشور در میان است ، تحت کمتر شرایطی باید انتظار داشت که روس ها در قبال بحران سوریه مماشات نموده و این کشور را به عنوان وجه المصالحه خویش با آمریکایی ها قرار دهند. لذا تحقق اینکه کرملین چه زمانی از حمایت سوریه دست خواهد کشید و وی را تنها خواهد گذاشت، به دور از انتظار بوده، چه بسا با شرایطی هم که امروز در سوریه و منطقه مشاهده می شود غیرممکن به نظر می رسد چرا که سوریه تبدیل به خط قرمز سیاست خارجی روسیه شده است.
امروز دوستان خوبم یه سایت در زمینه تی شرت محرم دیدم خوشم اومد عکس های تی شرت محرم را از این سایت گذاشتم

تی شرت ماه محرم

خرید آنلاین تی شرت محرم

تی شرت های محرم
برچسب:
نویسنده: elshan
برچسب:
نویسنده: elshan
همان ها که بدی هیچکس را باور ندارند
همان ها که برای همه لبخند دارند
همان ها که همیشه هستند و برای همه هستند
ادم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد
عمرشان کوتاه است!
بس که هر کسی از راه میرسد
یا ازشان سواستفاده می کند یا زمینشان می زند
یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
ادم های ساده را دوست دارم
انان که بوی ناب «ادمی» می دهند
برچسب:
نویسنده: elshan